پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو... و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
خیلی سخته دوباره دست به قلم شدن! متأسفم برا خودم که این قدر نوشتن برام سخت شده اما به هر حال خوشحالم که در اینجا و برای این جمع می نویسم! انگیزه مهمی منو وادار به نوشتن دوباره میکنه و اون هم دلتنگی برای شما دوستان عزیزم است. اصل کلام تبریک سال نو و آرزوی بهروزی و شادکامی برای همه شما دوستان جان است! به سریع گذشتن زمان اعتقاد خاصی پیدا کردم، انگار که اخیراً زمان را روی دور تند گذاشتن، خیلی سریع میگذره لا کردار! چشم رو هم میذاری روز و هفته و سال میگذره! و این سرعت بی معنا هر رخداد با اهمیت و پرمعنی رو در زندگی من به سرعت عادی و فرسوده می کنه! و این هر لحظه منو بیشتر به سمت قدرنشناسی نسبت به لحظه ها، آدم ها و احساسها سوق میده. اما با این همه در میون این همه شتاب و گذشت بی حساب زمان فرصتی دست داده که از شما دوستان قدیمی یادی بکنم. می گم قدیمی چون داره میشه 10 سال! آره به همین راحتی و در عین حال نه به همین راحتی ها 10 سال گذشته! در یک سال گذشته دو پدیده "دومینو وار" برام جلب توجه کرد: یکی قیام مردم در کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه بود و دومی ازدواج دوستان هشتادی و غیرهشتادی، که الحق و الانصاف هر دوی اونها دیگه وقتش بود و باید اتفاق می افتاد! هر دوی این پدیده ها اتفاقاتی به غایت مسرور کننده و دلگرم کننده هستند، تا باد چنین بادا! از سوی دیگه باید بگم که حرف برای گفتن زیاده. حرفهایی از جنسی جدید، حرفهایی نو از تجربه هایی نو. اما فعلاً دیگه خستتون نمی کنم! سال نوی واقعی (قلابیش در واقع برای من میشه همون میلادی) همه شما دوستان گلم مبارک باشه. همگی در پناه خدای مهربون باشیم و به قول یکی از دوستان، خوب باشیم.