پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو... و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
عده ای بر این باورند که ماجراهای در حال وقوع در ایران در واقع جنگ قدرت بین دو
قطب اصلیه (که دو فرد عالی رتبه نظام هستند) و مردم نیز در این میان با نسبت
خاصی تقسیم شده و به هوادارن هر یک از دو قطب مبدل شدند. در واقع اگرچه در
جریان پیش از انتخابات و در دیدگاه های کاندیداهای مستصوب شده می شد طیف متنوع تری
از دیدگاه ها رو مشاهده کرد و قضیه کاملاً دو قطبی نبود اما در شرایط فعلی به نظر
می رسه که تمامی نیروها در دو قطب سامان پیدا کردند و این سامان یافتگی یا از روی
آگاهی و یا بصورت ناآگاهانه از سوی مردم تقویت شده. در واقع به قول مصطفی مردم
آگاهانه یا ناآگاهانه مقابل مردم قرار گرفتند و در صورتی که خود را به عنوان یک
قطب سوم و مستقل در این میان به رسمیت نشناسند به ناچار به عنوان سربازان یکی از
دو قطب درمیان و تنها زمینه ساز پیروزی یکی از آن دو بوده و در نهایت باز
هم سرهاشون بی کلاه می مونه. بر این مبنا مشخصه که فرآیند جمهوریت خواهی مردم
ایران ایجاب میکنه که در شرایط فعلی از حالت تماشاچی دراومده، به قول خبات بازی رو به هم زده و به عنوان طرف سوم بازی
وارد میدون بشن. و همچنین مشخصه که در این میون اکثریت عامل سوم به هر دلیلی به این
نتیجه رسیدند که آقای موسوی (که مورد حمایت یکی از قطب های قدرته) انتخاب
بهتری برای سرنوشت و آبادانی این مملکته. اما طرفداری عامل سوم از هر یک از دو قطب
نباید بصورتی پیش بره که در نهایت منجر به خود فراموشی شده و باز هم ترازوی قدرت
در این مملکت در یکی از دو طرف سنگینی
کرده و عامل سوم که شاهین و میزان این ترازوست فاقد جایگاه و قدرت باقی بمونه و با
وجود این همه هزینه حتی نتونه سهم کوچکی از خواسته های خودشو محقق کنه.
نوشته شده توسط کاوه مهاجری در سه شنبه 26 خرداد1388