پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو... و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
در طی این چند روز، در مورد همکار غیرقابل تحمل من اتفاق جالبی افتاد که خوب کمی اون رو تکون داد.
شرکت به هر کدوم از ما یک تلفن همراه داده که بتونیم در مواقعی که شرکت نیستیم یا در موارد ضروری برای انجام امور ازش استفاده کنیم. خب من به شخصه هیچ وقت برای انجام امور شخصی از این تلفن استفاده نکردم و خودم رو متعهد میدونم که تنها برای انجام امور کاری از این تلفن استفاده کنم. ( برای اینکه دروغ نگفته باشم فقط دو بار که شارژ تلفنم تموم شده بود و کار ضروری داشتم از این تلفن یک پیامک ارسال کردم )
داستان از این قراره که این جناب همکار من از زمانی کهاین تلفن بهش داده شد ( حدود سه ماه قبل ) تقریبا اکثر کارهاش رو با این تلفن انجام می داد . چیزی که برایم خیلی عجیب بود این مطلب بود که اون حتی شب عید هم تمامی پیامک های تبریکش رو از این شماره برای دوستانش ارسال کرد و برای اینکه اونا این شماره رو نداشتند زیر پیامک اسمش رو هم نوشت .... نمیدونم واقعا چی با خودش فکر میکرد ولی من که فکر میکردم اگر بخش مالی متوجه این موضوع نشن حقیقتا درکشان در حد جلبک هم نیست و باید یه فکری به حالشان کرد.
چند روز پیش قبوض موبایل به دست ما رسید . مبلغ من 4350 تومان بود که خوب کاملا منطقی بود. اما مبلغ فیش ایشان 90000 تومان بود . این موضوع به نظر مدیران عجیب آمد و وقتی بررسی کردند متوجه شدند که ایشان از تلفن تنها برای امور شخصیش استفاده می کرده است. این بود که امروز مدیر ارشد ما به اتاق آمد و به ایشان اعلام کرد که باید تمامی پول تلفن به غیر از آبونمان را خودش پرداخت کند و در اینجا بود که مقادیر زیادی قند در دل من اب شد ( اصلا من بدجنس نیستم )
به نظر من ایشان علاوه بر اینکه وجدان کاری و اخلاق حرفه ای نداشتند دیگران را هم به شدت احمق فرض کرده بودند که البته فرضشان غلط از آب درآمد و چوبش را خوردند.