پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو... و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
امروز ایمیل مصطفی رو درباره مراسم تدفین شهدای گمنام در دانشگاه پلی تکنیک و حواشی اون خوندم. از لینکهایی که گذاشته بودن عکسها و کلیپهای اون روز رو دیدم.
واقعا یعنی چی؟چرا دانشجوها مخالفت کردن؟ مگه چی میشه که ما هم مثل خیلی از کشورهای دیگه برای احترام به مقام کسایی که جونشونو کف دستشون گذاشتن و رفتن یه یادبودی داشته باشیم ؟
این سوالا احتمالا در اولین لحظه به ذهن خیلی ها خطور کنه ولی باید کمی تامل کرد. چرا در این شرایط؟ چرا هروقت که وضع سیاسی تغییر می کنه یاد شهدا میافتن؟ چرا از شهدا خرج می کنن؟
فرزند شهیدی رو می شناسم ک پدرش ۳ سال پیش از دنیا رفت.با خودم فکر می کنم اگر همون موقع تو جنگ شهید می شد بهتر بود چون اینطوری نبود تا ببینه که جه جوری دارن از دوستان و یارانش به نفع خودشون خرج می کنن. وقتی از دنیا رفت خیلی ها ته دلشون شاد شدن.که خوب شد رفت و اینقدر سنگ جلوی بازی های سیاسی ما ننداخت.
واقعا وحشتناکه. وصیت نامه چند تا شهید رو خوندم.برای کشورشون رفتن.برای دینشون رفتن برای کشوری رفتن که با تمام وجود به اصولش اعتقاد داشتند( نباید از یاد برد که جنگ ۳ سال بعد از انقلاب شروع شد و الان از اون اصول خبری نیست).
به نظر شما اگر الان بودند چی کار می کردند؟ افسوس می خوردند از این همه بی احترامی هایی که بهشون میشه. از اینکه همه یادشون رفته که اگر این آداما نبودن ما الان کجا بودیم. اونایی که الان نشستند تو سازمانهای من درآوردیشون و به اسم خانواده شهدا دارن به کارای سیاسی و اقتصادی خودشون رسیدگی می کنن و با هزارتا منت کار می کنن کجا بودند؟
خدا عاقبت همه رو به خیر بگذرونه
نوشته شده توسط کیمیا نامدارپور در چهارشنبه 7 اسفند1387