پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو... و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
آورده اند که انوشیروان بزرگمهر را سخط کرد و او را بزندان تاریک فرستاد و دستور داد او را بزنجیر بیاویزند. چند روزی از زندان او بگذشت. کسی را فرستاد تا احوال او را بازجویی کند. وی حال بزرگمهر را در کمال خرمی دید. انوشیروان را عجب آمد و علت جویا شد. بزرگمهر گفت: معجونی از شش جز ترکیب کرده ام و آنرا استعمال می کنم. از آن معجون جویا شدند. بزرگمهر گفت:
۱- اطمینان به خدا. ۲- هر قضا و قدری شدنی است. ۳- صبر بهترین وسیله هر گرفتار. ۴- اگر صبر نکنم چه کنم و ممکن است بر اثر بیتابی به ناراحتی خود بیافزایم. ۵- ممکن است سخت تر از این هم تنگنا باشد. ۶- از این ساعت تا ساعت دیگر گشایش است.