پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو... و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
دوست نداشتم اين بحث ها را براي كسي بازگو كنم اما امروز براي چندمين بار با يكي از دوستان هشتادي روبرو شدم كه ماجراي غيبتم در سفرهاي هشتادي را از من جويا شد اما دلايلي را براي نبودنم آورد كه هيچ يك واقعيت نداشت و وقتي تكذيبشان كردم مرا بخاطر سكوتم محكوم كرد. پس لازم دانستم كه تنها جهت استحضار دوستان توضيحاتي ارائه كنم. قصه من و مسافرت هاي هشتادي و خبات ماجراي علي كريمي و تيم ملي و علي دايي است. زماني كريمي و دايي در تيم ملي هم بازي بودند و هر دو براي ارتقا آن تلاش مي كردند. تا زمانيكه دايي بواسطه موقعيتش در جامعه فوتبال به مقام سرمربيگري تيم ملي رسيد. پس از آنكه اختلافاتي كاملا شخصي بين كريمي و دايي پيش آمد دايي به بهانه اينكه كريمي در تاكتيك تيمي او جايي ندارند و براي كار تيم مضر است او را از ليست دعوت شدگان هميشگي به تيم ملي خط زد و ديگر به تيم ملي دعوتش نكرد. حالا هم كريمي اين جريانات را به مطبوعات نمي كشد تا حاشيه اي براي تيم ملي بسازد يا نقشه اي براي بازگشت به تيم ملي داشته باشد كه كريمي اعلام کرده که ديگر به تيم ملي اي كه سرمربي اش دايي باشد برنخواهد گشت. و فقط همه اين ها را مي گويد كه تنوير افكار عمومي شده باشد. كلام آخر آنكه مخلص همه دوستان هشتادي هستم و هر كجاي ديگر غير از مسافرت هاي هشتادي كه توفيق باشد در خدمت دوستان هستم. پ.ن۱: اينكه اختلاف شخصي علي كريمي و دايي چيست بماند كه نه مهم است و نه هرگز مي خواهم كه به مطبوعات كشيده شود. پ.ن۲: برای تیم ملی و علی دایی آرزوی موفقیت می کنم مخصوصا در بازی با امارات