پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو... و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
دوباره ماه رمضان از راه رسید.ماهی که که کلی در قدر و منزلتش نوشته شده و گفته شده. ماهی که از سحر تا افطار چیزی نباید خورد و باید سعی کرد رفتار و کردار خودمون رو اصلاح کنیم. قصد ندارم در فضایل این ماه و باید و نبایدهاش صحبت کنم.
چیزی که برام جالبه جو محیط کار در ماه رمضون هستش. ادارات دولتی که به یمن دستورات هیئت دولت فرقی با تعطیلی رسمی نداره. ولی شرکتهای خصوصی حکایت دیگه ای دارن.
مطمئنا هیچ کارفرمایی حاضر نیست یک ماه به کارمندایی که ساعت ۹ میان و ۲ میرن حقوق بده. ولی از سر ناچاری یک ساعتی تخفیف قائل می شن به خاطر رفاه حال روزه داران.
ولی مشکل اینها نیست. مشکل تکلیف روزه نگیرها هستش.
حکایت از اینجا شروع شد که تو شرکتی که من کار می کنم و چند تا از شرکتهای دوستانم به مناسبت ماه رمضان دستور قطع گاز برداشتن آب سرد کن و مایکروفر و بشقاب و لیوانو دادن.
جماعت روزه نگیر به دو دسته تقسیم میشن. یکسری که نمی تونن روزه بگیرن و یکسری که نمی خوان روزه بگیرن.
من خودم جز دسته اول هستم چون دور از جون همه شما لثه هام چرک کرده و باید مدتی که معلوم نیست چقدر هر ۴ ساعت یکبار آنتی بیوتیک بخورم. ولی تو شرکت ما آب خوردن موجود نیست.
خلاصه که من نمی دونم اسم این حرکت رو چی بزارم. حمایت از روزه داری و یا تظاهر به روزه داری و یا....
نوشته شده توسط کیمیا نامدارپور در سه شنبه 12 شهریور1387