پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو... و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
پيش از آنكه واپسين نفس را برآرم پيش از آنكه پرده فروافتد پيش از پژمردن آخرين گل برآنم كه زندگی كنم عشق بورزم تا روزها بیثمر نماند هنگامی كه میخندم، هنگامی كه میگريم هنگامی كه لب فرو میبندم. ** در سفرم به سوی تو به سوی خودم كه راهی است ناشناخته، پُرخار، ناهموار. راهی كه باری در آن گام میگذارم كه قدم نهادهام و سر بازگشت ندارم بیآنكه ديده باشم شكوفايی گلها را
اكنون مرگ میتواند فراز آيد اكنون میتوانم به راه افتم اكنون میتوانم بگويم كه زندگی كردهام.
لینکی که براتون گذاشتم مربوط می شه به دختری به نام آزیتا که حدود۳ سال پیش در ۱۱اردیبهشت بعد از مبارزه با بیماری سرطان درگذشته ..خوندن وبلاگش منو خیلی تحت تاثیر قرار داد..اگه به وبلاگش سر زدید برای شادی روحش و آرامش ابدی اش دعا کنید
http://zanerashti.persianblog.ir/
نوشته شده توسط سحر گلکار در یکشنبه 15 اردیبهشت1387