پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو... و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
آدم وقتی سفر میره همراهاش به دودسته بزرگ تقسیم میشن یار وبار .یار سفر کسیه که در طول سفر تمام فکر وذکر وکارش رو ول میکنه ودل به سفر وهمراهاش میده و از لحظه لحظه سفر برای خودش وهمراهاش خوشه چینی میکنه. تکروی نمیکنه و مشکل دیگران رو هم مشکل خود میدونه ایده های مناسبی میده وذهنش فقط پی کاروبار خودش نیست بلکه در کمک به یارانش هم پیش قدمه کل سفر رو جدی میگیره .اما گاهی وقتام میشه که کسانی پیدا میشن که در طول سفر غر میزنند از برنامه وکارهای که به دلیل سفر لغو کردند حرف می زنند ومنت میزارن ُفقط ذهنشون پی کاروبار خودشونه ُتک پرن و........ به اینها نمیشه یار گفت بلکه لغت بار مناسب تره.
حالا به نظرتون محمد جواد کدومشه؟
حدسون غلط بود محمد جواد "یاره"
اونچه که من در سفر۲۴و۲۵ آبانمان به جنگل ابرشاهرود از اون یادگرفتم خونسردی در همه مواقعه اینکه آدم در بدترین حالت هم باید لبخند بزنه حتی زمانی که ماشین یاتاقان زده وتو در۴۰کیلومتری دامغان موندی ومجبوری با خاور به تهران برگردی. حتی زمانی که من تو فکر بودم که چگونه این مشکل رو حل کنیم و راه حل ها رو مرور می کردم گیر داده بود بهم که تو چرا ناراحتی بی خیال شو وبخند(البته حرکات جنگولکی دیگری هم در می آورد که فقط باید مشاهده کرد و توصیف کردنی نیست)
آری هدف من از نوشتن این مطلب اینه که میشه زندگی رو به سفر تشبیه کرد وکسانی که در زندگی ما هستند رو به همراهان سفر چه خوبه که همراهان زندگیمون "یار "ما باشند نه "بار" و خودمان هم سعی کنیم برای اطرافیانمون یار باشیم.
تقدیم به یار و همراه عزیزم محمد جواد
پ ن : به قول منطقیون "اثبات شی نفی ما ادا نمی کند"