پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو... و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
باز کن پنجره ی چشمت را و به خورشيد بگو: که کسی آمده است تا بتابد امروز و بخواند قصه
قصه ی سبز رهايی را بر شاخه ی خشک.
** ((باز کن پنجره چشمت را و بياويز به آن فانوسی و به مهتاب بگو: صفحه ی ذهن کبوتر آبی ست خواب شب مهتابی ست.))
*** ای صداقت! ای سبز! ياد تو پيچک خردی است به ديوار دلم. تو اگر بشناسی معنی هجرت را بغض اين پنجره را ، می فهمی.
*** ای بهاران در تو ! ياد ياران با تو ! کاش تو سبزترين شعر مرا بر تن خشک زمين می خواندی کاش تو می ماندی کاش تو می خواندی - سبز از حنجره زخمی من - *** ای صميمی! ای خوب !
باز هم بغض زمين می بارد
باز کن پنجره ی چشمت را..... باز کن پنجره ی چشمت را.....