پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو... و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
شعرزیر سال 82 در اولین شماره نشریه طنز مدیر بعدازاین چاپ شد که به مناسبت سالگرد وبلاگ آپدیتش کردم:
قراره که بعدازین مدیربشم قراره که پشت میز نشین بشم کنترل پروژه.مدیریت.حسابرسی همرومی دم به اون حسابدارای لعنتی دوردنیا الکی ماموریت جور می کنم کنفرانس کشک و دوغ هرجاباشه باید برم هرچی از کیش ودبی ایتالیا بار می کنم میارم اینجا و صد برابرش آب می کنم *** مالیاتو نمی دم سود می کنم پولارو پارو می کنم تازنم زنگ بزنه فوت می کنم موبایلو خاموش می کنم میخرم یک الگانسوپشت رل باد می کنم توی جردن که میرم ویراژ وتیکاف می کنم *** آخرش زمین بیام هوا برم اولش باید لیسانسو بگیرم چیکار کنم؟ نمره صفرپژوهش رو چطوری ده کنم؟ چطوری اینهمه درسو بخونم پاس بکنم؟! یکی از دخترامون چندروزه که جزوه می خواد بهتره جزوه بدم تملقش رو بکنم بلکه تو شرکت باباش یه کاری جور بکنه یا که تو تولدش بنده رو مهمون بکنه دامادرئیس بشم بعدهم رئیس اون بشم صاحب کارخونه و وارث پست اون بشم *** اینچنین است که این مدیرک یک لا قبا میشه کله گنده میرسه به بالا بالا ها گرشمامثل منید یا که خواهان موفق شدنید متن خودراتوی وبلاگ بذارید! نقشه گنج شما وبلاگ یکساله ماست تارسی از موتور تلاش به بنز الگانس....