پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو... و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
شاید از این همه تئوری و نظریه مدیریتی که طی این 5 سال به خوردمان داده اند تنها نظریه ای که به شدت به آن معتقدم و همیشه در زندگی روزمره ام سعی کرده ام از آن استفاده کنم همین پنجره معروف جو، هری باشد.
شخصیت هر کدام از ما از چهار بخش تشکیل شده: خود عمومی که هم برای خودمان و هم برای دیگران شناخته شده است. خود کور که برای خودمان ناشناخته و برای دیگران شناخته شده است. خود خصوصی که برای خودمان شناخته شده و برای دیگران ناشناخته است. خود ناشناخته که هم برای خودمان و هم برای دیگران ناشناخته باقی مانده است. معمولا خود عمومی کوچکترین قسمت از شخصیت هر کدام از ما را تشکیل می دهد و اغلب سوء تفاهمات و مشکلات در روابط بین فردی هم به همین دلیل رخ می دهد. راهکار برطرف کردن این مشکل هم یکی خود گشودگی (شناسانده خود به دیگران) برای کوچک کردن خود خصوصی و دیگری گرفتن بازخورد از دیگران برای کوچک کردن خود کور است. یک بازی شاید مسخره باشد ولی به ذهنم رسید که بازی کوچکی را شروع کنم (اگر بشود اسمش را بازی گذاشت) تا شاید لااقل خودم از این ناشناختگی در آمدم. در این بازی مصطفی اول خودش را توصیف می کند (خود گشودگی) و بعد از دوستانش می خواهد تا با دادن بازخورد در حدی که می توانند در کوچک کردن خود کورش به او کمک کنند. اینطور هم بهتر همدیگر را می شناسیم و هم می فهمیم اصلا چقدر روی هم شناخت داریم و هم شناخت مان نسبت به خودمان بیشتر می شود.