پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو... و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
این همه تکنولوژی نمی خواهیم، آسایش ظاهری نمی خواهیم، این راحتی جسم را که به بهای کشتن روح بدست می آید نمی خواهیم. بیرون را رها کنیم، اندکی به درون بیافزاییم. این چه پیشرفتی است که تنها قسمتی از جامعه بشریت از منافع آن سود می برند. این چه امکاناتی است که تنها بی خیالی و بی حرمتی محصول آن است، این چه سهولتی است که سهل انگاری به بار می آورد. آیا بشر با دست یازیدن به این همه فن و تکنیک و تجهیزات و امکانات راحت تر شده است، سالم تر شده است، خوشبخت تر شده است، انسان تر شده است؟! اندکی، لحظه ای ای فرزندان آدم به خود آیید، به پیرامونتان بنگرید، به آدمهای دیگر. آنهایی را که له کرده اید، آنهایی را که ندیدید، آنهایی را که پست انگاریدید. این نتیجه به ظاهر پیشرفت شماست، از جانتان دور شدید از وجدانتان. بر خود می بالید که آسوده اید، که متمدنید؟! شما را چه شده که می پندارید حق کشتن دیگران را دارید، بی دلیل، از روی غرور، از برای راحتی خویشتن. به خود آیید و ببینید که چه کرده اید، بر سر انسانیت و انسان چه آورده اید. به راستی که برخود ظلم کرده اید. به خود آیید که این تکنولوژی برای انسان سلامتی بیشتر نیاورد، بهروزی نیاورد، خوشبختی نیاورد. آیا واقعاً ما از اجدادمان سالم تریم، آیا روحمان آزاد تر است، آیا ایمانمان به آن چیزی که دوست داریم بیشتر است، آیا متعهدتریم به همنوعانمان، آیا شاد تریم؟!
نوشته شده توسط کاوه مهاجری در پنجشنبه 11 اسفند1384