| » . |
پيغام مدير : و سلامی دوباره بعد از آن خداحافظی زیبای جشن فارغ التحصیلی. جمع، جمع فارغ التحصیلان مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران است و ورودی های 80. پشت در بدِ، بفرمایید تو...
و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
برای شنیدن موسیقی روی دکمه پخش کلیک کنید
سایت اخبار دانشگاهی و استخدامی کشور
سایت رسمی محمد رضا پورمند
سایت دانشجویان/بانک مقالات علمی به زبان فارسی
گلوبال فایننس
دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
دانشگاه سرام CERAM Sophia-Antipolis - فرانسه
انجمن علمی دانشکده مدیریت
وبلاگ مصطفی
سحر گلکاری حق
وبلاگ حسن صابري
مدیریت صنعتی رفسنجان ورودی 81
قنیرستان
همکلاسی
عندليبان
فتوبلاگ روشنک
کارتون های کودکی در یوتیوب
بازی رایانه ای پرتاب کفش به بوش
یک لیوان چای داغ!
معاون دانشگاه زنجان دخترک را صیغه کرده بوده!!!!!!1!
فایرفاکس 3
چمران ، شریعتی و درد مشترک
به بهانه سالگرد شریعتی!
مرور سير تاريخي تقابلات آيت الله مرتضي مطهري و دکتر علي شريعتي
وزیر: فیلم واقعه دانشگاه زنجان اشاعه فحشا بود
فیلم افتضاح اخلاقی در دانشگاه زنجان
معرفی برنامه
تصميم گيري مديريتي
موفقیتی بزرگ
یک دهه گذشت
افطاری هشتادی
چند اپیزود پیرامون کنسرت شهرام ناظری با گروه دوستی
سلاممم
عاقبت چاپلوسی
در آستانه سالگرد درگذشت دکتر ونوس
جنگ جاهلانه
سلامی چو بوی خوش آشنایی
برای حلبچه
دامنه آی آر
سرنوشت محتوم
مصطفی
صادق شیرازی
نگار عرب
کاوه مهاجری
فاطمه حقایق
خبات
کیمیا نامدارپور
پوریا
سحر گلکار
امید شجاع دل
پرستو امینیان
لیلا صدر
مجتبی علی یاری
مریم توفیقی
حسین معصومی
محسن هاشمی گهر
حدید گلاب
محمدرضا پورمند
اسرا تفت
سمیه حسینی
نسیبه شبیری
یاسمن فتوره چی
شیرین ریاضی
ستاره یوسفی
سمیه نظری
سام کلاهگر
راحیل شمس
مهرناز مهدی زاده
سید محمود لاجوردی
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
مرداد 1390
تیر 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آرشيو
دامنه آی آر ( )
خدمت دوستان عرض شود که دامنه آی آر مدیران هشتادی در همین چند روزه منقضی خواهد شد و از آنجا که دست این بنده از دیار کوتاه است و کاوه هم که پارسال این زحمت را کشید مسافر است، نیازمند یک هشتادی داوطلب هستیم که زحمت پیگیری تمدید دامنه را بکشد. کار سختی نیست و با چند تلفن و یک مراجعه به بانک قضیه حل می شود. اعتبار لازم هم 5000 تومان است که جناب داوطلب متقبل می شوند.
می توانید در نظرات همین مطلب اعلام آمادگی کنید تا با ایمیل تان تماس بگیرم و فرایند کار را خدمتتان عرض کنم.
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم
لينك ثابت ![]()
در گروه یاهوی مدیران هشتادی چه می گذرد؟ ( مدیریتی )
داشتم با افزونه جدید کروم بازی می کردم که به نتایج جالبی برخوردم. یک دانشجوی دکترای دانشگاه پنسیلوانیا جدیدا افزونه ای برای گوگل کروم طراحی کرده که در جی میل شما جستجو می کند و آمارش را روی نمودار نشان می دهد. من هم داشتم آمار ایمیل های گروه یاهوی مدیران هشتادی و سهم مشارکت هر کدام از دوستان در ارسال ایمیل ها را جستجو می کردم که نمودارهای زیر به دست آمد. فقط در نظر داشته باشید که :
1- چون پایگاه داده این جستجو جی میل من است این آمار تنها مربوط به سه سال و نیم گذشته است.
2- آمار کاوه به دلیل محاسبه ایمیل های شخصی کمی متورم شده که قابل چشم پوشی است.
3- این آمار تنها کمیت مشارکت را نشان می دهد و نه کیفیت آن.

برخی نتایجی که برای خودم جالب بود از این قرار بود:
تعداد کل ایمیل های ارسالی به گروه هر سال با شیب تقریبا ثابتی افزایش یافته اما به نظر می رسه تا پایان امسال این شیب دو برابر بشه و تعداد کل ایمیل های امسال به رقمی حدود 2000 تا یعنی دو برایر رقم سال 2009 برسه. (این یعنی باید یک فکری به حال تحدید تعداد ایمیل ها کرد، به نظر من)
اصل پارتو اینجا هم صادق است و 20 درصد اعضا 80 درصد ایمیل ها را ارسال می کنند. طبق جستجوی من این سه نفر یعنی مهرناز و کاوه و خبات بیشترین مشارکت رو دارند و تعداد معناداری از ایمیل ها رو ارسال می کنند و در مراتب بعدی امید و پرستو و من و برخی دیگه بطور پراکنده و نه معنی دار ایمیل می زنیم.
اولین پیک معنی دار در تعداد ایمیل ها که در جوئن 2009 اتفاق افتاده مصادف با انتخابات 88 است که نشون میده گروه در مورد اون بی تفاوت نبوده.
همزمان با پیوستن مهرناز به گروه دو اتفاق جالب می افته: یکی اینکه پدیده "کاوه" بروز و ظهور پیدا می کنه و تعداد ایمیل هاش بطور معنی داری افزایش پیدا می کنه (که البته این همزمانی میتونه تصادفی باشه). دوم اینکه نمودار ایمیل های این دو با نمودار کل گروه موازی میشه و جمعش نمودار گروه رو میسازه :) یعنی تقریبا تمام ایمیل های گروه رو این دو نفر ارسال کرده اند.
روزهای جمعه (مثل همین 10 سپتامبر) گروه تعطیل است، محتمل چون کسی سر کار یا دانشگاه نمی رود.
اگر کسی نمودار خودش رو میخواد می تونه بگه براش در بیارم. امیدوارم از کسانی که اینجا اسم آوردم کسی ناراحت نشده باشه، برای خودم همیشه جالب بوده که بتونم آمارهای روندی داشته باشم. نظر شما در مورد اینهمه آمار چیه؟
خبر خوش هشتادی ( شخصی )
قبلا گفته بودم که قرار است در راستای تلاش های دولت کریمه برای خوشحال کردن عموم مردم عزیز و مدیران شهید پرور هشتادی به زودی یک خبر خوش هشتادی را به اطلاع دوستان برسانم و تبریکش را پیش پیش گفته بودم.
پس بدینوسیله بورسیه دکترای جناب دکتر مهاجری عزیز از آمریکای جهان خوار را خدمت ایشان، خانواده محترم و تمام دوستان هشتادی تبریک عرض می کنم و از خداوند برای ایشان موفقیت و سعادت و برای خانواده شان صبر جزیل آرزومندم. امید است که ویزای ایشان هم با عنایات ویژه شیطان بزرگ هر چه سریعتر تمیز (Clear) شود بلکه چرخه گردش (و نه فرار!) نخبگان کامل تر شود.
قابل ذکر است که جناب دکتر مهاجری در خدمت یکی از اساتید صاحب نام رشته مان که سال ها سردبیر بهترین ژورنال رشته مان بوده اند خواهند بود و من نمی توانم حسودیم را در این مورد ابراز نکنم. و باز این را هم عرض کنم که نزدیک بود با جناب دکتر همشهری شویم که خدا به خیر گذراند و ایشان را به کشور دوست و همسایه منتقل نمود.
باز هم از صمیم قلب این موفقیت رو به کاوه عزیز تبریک میگم و شرمنده ام که نتونستم شادیم رو مخفی کنم ![]()
![]()
![]()
پی نوشت: بالاخره آمریکای جهان خوار ویزای دکتر را تمیز (clear) فرمودند. دیگه این شیرینی فردا خوردن داره!
من در مونترال 2 (جامعه) ( فرهنگی اجتماعی )
راستش دو به شک بودم که دوستان از چنین مطالبی استقبال کنند یا نه که مطلب قبلی را روی گروه زدم و با نظر دوستان این یکی را روی وبلاگ می گذارم. در این نوشته کوتاه می خواهم خلاصه ای از مولفه های اجتماعی مونترال شامل انواع خدمات اجتماعی از قبیل بهداشت، امنیت، حمل و نقل عمومی و خدمات رفاهی و مسائلی از این دست را توصیف کنم. باز بر این تاکید می کنم که شاید این مولفه ها حتی به کل کانادا هم قابل تعمیم نباشند چرا که مونترال دومین شهر بزرگ کاناداست و طبیعتا برخی هنجارها و ناهنجاری های خاص خود را دارد که در جاهای دیگر ممکن است نباشد. پس خوشحال می شوم اگر سایر دوستانی که تجربه زندگی در جاهایی غیر از ایران را دارند نیز از تجربیاتشان بگویند. 1- مثل خیلی جوامع دیگر جامعه آرامی است، حداقل نکته ای است در جامعه که بخواهد ذهن کسی را مشغول کند و در نتیجه ذهن مشغولی های مردم به زندگی روزمره شان خلاصه می شود. سیاست آنقدر کمرنگ است که باورتان نمی شود. نشان به این نشان که در تلویزیون برای دیدن اخبارشان در قسمت های دیگر و بین سریال ها تبلیغ پخش می کنند و بدتر از آن اینکه اینجا بازار روزنامه تقریبا تعطیل است. کلا دو روزنامه من بیشتر نمی شناسم که آنها را هم مجانی سر راهت پخش می کنند و هیچ کس هم نمی گیرد. تازه همان ها هم بیشتر از سیاست از اقتصاد و خبرهای اجتماعی نوشته اند. 2- امنیت بالایی حاکم است، بدین معنا که جرم و جنایت کم است. این موضوع را اینجا خیلی بیشتر حس می کنی وقتی خانم باشی. به نظر من امنیتش البته نه به دلیل پلیس که بیشتر ریشه در توسعه یافتگی اقتصادی و فرهنگی دارد، یعنی کلا زمینه جرم و جنایت اینجا کم است. اتفاقا در چند مورد پلیس اینجا را دیده ام که اصلا خوب عمل نمی کند و چه بسا پلیس ایران بخاطر درگیری بیشتری که با جرم و جنایت دارد قوی تر از اینجا عمل می کند. البته این امنیت صد در صد نیست و مثلا اینکه صبح که از خانه بیرون میزنی تعجب نمی کنی اگر ببینی شیشه ماشینی که شب کنار خیابان پارک شده بوده شکسته اند و چیزی از داخل ماشین برداشته اند. یا اگر دوچرخه داری که البته اینجا وسیله حمل و نقل رایجی است حتما باید خوب قفلش کنی و حتی اگر کورسی باشد و چرخ جلو را قفل نکرده باشی نباید تعجب کنی اگر صبح دیدی چرخ جلویش را برده اند یا حتی زین دوچرخه را. 3- خدمات بهداشتی تا حدود زیادی رایگان است و بیمه ها بسیاری از بیماری ها و حتی عمل جراحی را پوشش می دهند و نباید پولی بابتش بپردازی و البته از کیفیت بالایی هم برخوردار است. بدترین قسمتش این است که صف انتظار خدمات بهداشتی وحشتناک است مگر اینکه اورژانس خاصی داشته باشی. برای یک ام.آر.آی که در ایران مثل عکس انداختن معمولی راحت و ارزان است اینجا باید یا 6 ماه در صف باشید و یا فکر کنم حدود 600 دلار برای آزادش بپردازید. یکی از دوستانم به همین دلیل پایش را بدون این عکس عمل کرد. اگر سرما خورده باشید یا دلتان درد گرفت و از این بیماری هایی که ما در ایران هر روز برایشان دکتر می رویم، اینجا دکتر نروید سنگین ترید چون هیچ کاری نمی کند و حتی یک چرک خشک کن هم نمی دهد و باید صبر کنی تا خوب شود. بیماری ات جدی تر هم که باشد یک آزمایش برایت می نویسد و تا نتیجه اش بیاید باید صبر کنی و اگر درد داری تحمل کنی. خدا نکند بیماری ناگهانی بگیری که بخواهی بدون وقت قبلی دکتر بروی، فکر کنم میانگین زمان انتظار در بهترین حالت هم بالای 3 ساعت است، 6، 7 ساعت بسیار شنیده ام. یکی از دوستان کسی را دیده بود که چاقو در دستش بود و برای دکتر ساعت ها در صف ایستاده بود. از طرف دیگر هم کیفیت خدمات بالاست و مثلا دوست من که تاندون پایش را عمل کرده بود از همان روز عمل می توانست راه برود. خلاصه آنکه اگر اینجا کار اورژانس با دکتر نداشته باشی خدماتش خوب است اما خدا روزی که کار اورژانس داشته باشی نیاورد. 4- حمل و نقل عمومی مترو است و اتوبوس و تقریبا با آن همه جا میشود رفت. مثل اغلب کشورها گران است (به نسبت ایران) اما خدماتش خوب است. یک بلیط تک سفره که با آن می توانی کل سفرت را بروی (حتی با مترو و اتوبوس عوض کردن) می شود 2.75 دلار و بلیط ماهانه 70 دلار (البته برای دانشجویان و دانش آموزان زیر 25 سال حدود 25 دلار است). علاوه بر مترو اتوبوس ها هم زمان بندی دارند و چون ترافیک ندارند این زمان ها قابل اعتماد است. در 80% مواقع جا برای نشستن در مترو و اتوبوس هست و خیلی شلوغ نیست و طبیعتا این به دلیل جمعیت متناسب شهر هاست. از ساعت 8و یا 9 شب که می گذرد فاصله آمدن اتوبوس معمولا تا نیم ساعت هم میرسد. در کل قیمت و خدماتی که می دهند تناسب معقولی با هم دارند. 5- طبیعی است که هزینه همه این خدمات اجتماعی و درمانی و امثالهم را مردم با مالیاتی که می پردازند می دهند. مالیات واقعا بالاست و هرچه درآمدت بالاتر می رود به شدت افزایش می یابد و این روش به طرز جالبی فاصله طبقاتی را کم کرده. پول دار شدن بسیار مشکل است و در عین حال حداقل های رفاه خیلی بالا. موقع خرید هر کالایی 13% مالیات به آن اضافه می شود و موقع گرفتن حقوقت هم بسته به حقوقت درصدی مالیات می دهی. اینجا حقوق و درآمد را سالیانه حساب می کنند، اگر سالی کمتر از 25 هزار دلار بگیری زیر خط فقر محسوب می شوی و دولت انتهای سال قسمت اعظمی از مالیاتی که داده ای را برمی گرداند و حتی برخی هزینه های حمل و نقل عمومی و نگهداری بچه یا شهریه دانشگاه و امثالهم را تا درصدی (نه بطور کامل) را به تو بازپرداخت می کند. از طرف دیگر هم اگر بالای 120 هزار دلار درآمد داشته باشی چیزی حدود نیمی از آن بایت مالیات کسر می شود. سرجمع که حساب می کنی تفاوت چندانی بین فقیر و غنی نیست. دیگر نمی دانم چه چیزی از قلم افتاده باشد، فقط سعی کردم در چند پاراگراف دیدی کلی از شرایط اجتماعی جایی مثل مونترال به دست دهم که نقاط مثبت و منفی آن را بپوشاند. مخلص همه دوستان
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ( مدیریتی )
تبلیغ بالا را که روی سایت تابناک دیدم اول کلی ذوق کردم و تعجب که بالاخره دانشکده به خودش آمده و تکانی خورده و سمینارهای علمی برگزار می کند و تبلیغ می کند و از این طریق هم درآمدی ایجاد می کند و هم سرمایه های دانشی خود را از رکود در می آورد و از آن استفاده می کند و برندش را هم به عنوان مرکز دانش مدیریت ایران تقویت می کند.
طولی نکشید که با یک کلیک همه این ذوقم تباه شد و فهمیدم نه تنها دانشکده برگزار کننده این سمینار و تبلیغ کننده آن نیست بلکه تنها سالن الغدیر را مثل همیشه برای یک سمینار کرایه داده است و به همین درآمد کفایت می کند. و نتیجه آنکه
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
دراگون های کارآفرین ( فرهنگی اجتماعی )

احتمالا تابحال تاک شو (Talk show) های معروف زیادی دیده اید اما شو Dragons Den را بعید می دانم دیده باشید. برنامه فوق العاده ای است که اولین بار در ژاپن در سال 2001 ساخته شد و بعد ها به مرور کشورهای مختلف چنین برنامه تلویزیونی را برای خود راه اندازی کردند و تا به امروز حدود 17 کشور دنیا نسخه وطنی آن را تولید می کنند.
هدف این برنامه ترویج فرهنگ کارآفرینی در بین مردم است و فکر می کنم به بهترین نحو این کار ا انجام داده است. ساختار این برنامه اینگونه است که افرادی که ایده ای برای تولید محصولی یا ارائه خدماتی دارند یا هر طرحی که جنبه درآمد زایی داشته باشد، یک نمونه از طرح خود را آماده می کنند و در این برنامه حاضر می شوند و آن را در این برنامه جلوی تعدادی سرمایه گذار (که دراگون نامیده میشوند) ارائه می کنند و با پیشنهاد درصد مشخصی از سهام تولید این محصول در قبال مبلغ مشخصی پول شعی در جلب نظر دراگون ها می کنند. جالب اینجاست که این سرمایه گذاران هم دسته کمی از دراگون ندارند و از بزرگترین سرمایه داران و بیزنس من های کشور هستند و خیلی جدی صاحب ایده را به چالش می کشند و به این راحتی روی طرحی سرمایه گذاری نمی کنند. هفته پیش یکی از هم دانشگاهی ها 15% از طرحش را به قیمت 75 هزار دلار در همین برنامه فروخت. این برنامه آنچنان تاثیر گذار است که هر آدمی را برای دنبال کردن ایده هایش تحریک می کند. حتی برای تاثیر گذاری بیشتر گاه نتایج سرمایه گذاری های گذشته در همین برنامه را دنبال کرده و پخش می کند و به این برنامه رنگ واقعی تری می زند.
قول می دهم شما هم اگر یکبار این برنامه را ببینید مثل من عاشقش می شوید. نسخه کانادایی این برنامه را می توانید اینجا (www.cbc.ca/dragonsden)ببینید. حالا مقایسه کنید با برنامه های کارآفرینی خودمان!
پ.ن1: جناب نسایی سنت حسنه موسیقی وبلاگ را احیا کردند. منتظر موسیقی های پیشنهادی سایر دوستان هستیم.
پ.ن2: همین روزها وبلاگمان چهار ساله می شود، همان بنایی که خیلی ها فکر نمی کردند به سالی نرسیده خراب شود. تولدش مبارک همه مدیران هشتادی و غیر هشتادی دانشکده مدیریت باشد :)
قالب جدید ( )
هیچ وقت نمی تونم محافظه کار باشم! ( )
این دیالوگ رضا کیانیان شاید حرف خیلی های دیگه هم باشه که من باهاش موافق نیستم! نمی دونم اسمش رو بگذارم محافظه کاری، دید خرد یا . . . من فکر می کنم اینکه دنبال تخصصت باشی اصلا نمی تونه توجیهی برای ساکت موندن باشه! و البته تحریم هم راهبردیه که شاید گاهی اوقات باید بکار گرفته بشه.
با همه این حرف ها ولی بازی کیانیان رو همیشه دوست داشته ام!
نظر دوستان چیه؟
Reza Kianian at UMD (2) from مسعود ربیعی on Vimeo.
پ.ن: قسمتی از جلسه پرسش و پاسخ رضا کیانیان با دانشجویان ایرانی دانشگاه مریلند
قالب تابستانه ( )
در پی انتقادات دوستان به قالب قبلی و البته با کمی تاخیر قالب تابستانه برقرار شد. چطوره؟
دیگه مشکل چیه؟ مطلب بنویسید دیگه :))
کلاهبرداری (کنفرانس) علمی3 ( )
با آنکه علاقه ای به ادامه این بازی کودکانه مسئولین کنفرانس نداشتم اما لازم دیدم پاسخ نامه ایشان را فقط به جهت روشن شدن ذهن خود ایشان و مخاطبان محترم این کنفرانس کتبا ارائه کنم که به شرح زیر است.
جناب آقای تاروردیان
مدیریت محترم عامل شرکت همایش فرازان
پیرو نامه جناب عالی در مورد مطلب اینجانب که لینک آن نیز بر روی سایت الف نمایش داده شده است لازم دیدم مطالبی را به عرض برسانم:
1- متاسفانه می بینم که این اولین باری نیست که آگاهانه یا ناآگاهانه عناوینی دست ساز و غیرمعتبر را به سخنرانان تان نسبت می دهید و در همایش های گذشته نیز از عناوینی چون نوابغ مدیریت جهان و یا مرد حافظه جهان استفاده نموده اید. ای کاش منابع و مراجعی که چنین عناوینی را اعطا می کنند را بررسی و اعتبار آن ها را مرور کنید، که هر فرد آکادمیک می داند چنین القابی مرجع علمی معتبری نداشته و ندارند.
2- و باز متاسفم از اینکه برای توجیه حرکت زشت تان از نام دانشگاه تهران و اساتید محترمش استفاده می کنید و همچنان از عنوان "استاد مطرح" برای دکتر کدرینگتون استفاده می کنید.
3- دوستانی که با دانشگاه های خارج از کشور آشنا هستند می دانند و شما هم اگر سری به سایت های آن ها بزنید متوجه می شوید که آن ها برنامه هایشان (Programs) را به دو دسته تقسیم می کنند که شامل برنامه های با مدرک (Degree Programs) و بدون مدرک (Non-Degree Programs) یا مدیریتی (Executive) می شود. برنامه های با مدرک آن ها همان برنامه های دانشگاه های خودمان است که مدارک لیسانس و فوق و دکترا می دهد و برنامه های بدون مدرک یا مدیریتی آن ها دوره های آموزشی اغلب 2 تا 5 هفته ایست که برای مدیران و کارکنان شرکت ها برگزار می شود و مدرسان آن ها لزوما اساتید دانشگاه نیستند و بسیاری از آن ها مدیران شرکت ها یا مربیان خارج از دانشگاه هستند که جزو اساتید دانشگاه محسوب نمی شوند و طبق مدرک ارائه شده شما دکتر کدرینگتون نیز زمانی مربی یکی از این دوره ها در دانشگاه دوک بوده اند و این به هیچ وجه به معنای استاد مطرح آن دانشگاه نیست. همچنین قابل توجه است که نام تمامی اساتید دانشگاه اعم از هیئت علمی و مدعو تا زمانیکه در آن دانشگاه حضور دارند بر روی سایت آن ها درج می شود و اگر به صفحه اساتید دانشگاه لندن یا دانشگاه دوک مراجعه کنید اساتیدی با عنوان استاد مدعو (Adjunct Professor) را مشاهده خواهید کرد اما نامی از جناب کدرینگتون در آن به چشم نمی خورد.
4- و بسیار متاسف ترم از اینکه می بینم اخلاق حتی در محافل علمی مان هم رنگ باخته و به این سادگی برای بازیابی آبروی از دست رفته تان این چنین تهمت هایی را به بنده روا داشته اید. حال آنکه خوشبختانه بنده از تاریخ 87/12/18 تا تاریخ 88/2/20 را در پادگان نیروی هوایی سمنان (40 کیلومتر وسط بیابان های سمنان) و در دوره آموزشی خدمت سربازی به سر برده ام که مدرک آن را نیز در اولین فرصت همین جا ارائه خواهم کرد. پس قضاوت در مورد این کذب روشن تان را به خوانندگان می سپارم و خوشحال می شوم در پیگیری های قضایی تان مرا هم شریک کنید که آنجا حق روشن خواهد شد.
5- بابت لینک های روشنگرتان هم ممنون. به درستی که ایشان عضو هیئت علمی دانشگاه Rushmore University هستند که خود از بردن نام آن در رزومه خود شرم دارند چرا که دانشگاهی کاملا مجازی و فوقالعاده بی اعتبار است که سبک آموزشی کاملا عجیبی دارد که از هیچ یک از استاندارهای آموزشی دنیا تبعیت نمی کند. معمولا دانشجویان این دانشگاه کتاب های یکی از همین اساتید را با نظارت وی مطالعه می کنند و به ازای هر 20 ساعت 1 واحد منظور می شود و بعد از 30 واحد به وی فوق لیسانس و بعد از 60 واحد دکترا می دهند و اکثر اساتیدشان هم فارغ التحصیلان دکترای همین دانشگاه هستند و غلط نکنم خود جناب کدرینگتون هم دکترایشان را از همین دانشگاه گرفته اند که هیچ کجا نامی از آن نمی آورند. در ضمن فوق لیسانس یا دکتری گرفتن از این دانشگاه حتی نیاز به داشتن لیسانس هم ندارد.
6- عجیب است که کتاب جناب کدرینگتون را روی آمازون دیده اید و رتبه فروش آن در بین کتاب های این سایت را هم که عدد نجومی 782561 است دیده اید و باز باور دارید که چنین کتابی پرفروش ترین کتاب سال اروپا باشد!
7- منظورتان از لینک دوره های مدیریتی دانشگاه لندن را درست متوجه نشدم اما اگر منظورتان مشارکت ایشان در این دوره هاست باید قبلا به اساتید آن که در قسمت Faculty Profiles ذکر شده اند نگاهی می انداختید تا جای خالی دکتر کدرینگتون را مشاهده کنید. البته اگر دقت کنید اساتید مدعوشان را هم می بینید. حتی می توانید به اساتید بقیه دوره ها هم رجوع کنید و جالب آنکه فقط نگاهی گذرا به رزومه اساتید آن اختلاف فاحش ایشان با امثال دکتر کدرینگتون را روشن می کند.
8- باز منظورتان از لینک موسسه IMS و همچنین تصویری که از صفحه وب جناب کدرینگتون در این وب سایت پیوست کرده اید را نفهمیدم. مگر موسسه مذکور چه اعتباری دارد که اطلاعات ایشان روی این سایت قابل توجه باشد؟! این موسسه نه یک موسسه علمی و تحقیقاتی که فقط یک شرکت عادی است که افرادی مانند ایشان را جمع کرده و اینطرف و آنطرف سمینار در زمینه های مختلف برگزار می کند. حالا کجای آن اعتبار علمی محسوب می شود برای من مفهوم نیست!
9- در آخر صمیمانه به شما توصیه می کنم اگر به کیفیت کارتان اهمیت می دهید و اگر حداقلی از روحیه علمی در مجموعه شما وجود دارد بجای اینکه اینچنین وقیحانه از اشتباه آگاهانه یا ناخودآگاه تان دفاع کنید و به دیگران تهمت ببندید از این به بعد سعی کنید پیش از پرداخت دستمزدهای به قول خودتان بسیار بالا در مورد سخنرانان تان تحقیق بیشتری بکنید و در ارائه آن ها به مخاطبان و جامعه علمی دقت و صداقت بیشتری داشته باشید تا دیگر شاهد چنین مواردی نباشیم.
مصطفی مسگری مشهدی
پ.ن: وبلاگ مدیران هشتادی همچنان آمادگی دارد تا هرگونه توضیحات مسئولین کنفرانس مزبور را منتشر کند.
کلاهبرداری (کنفرانس) علمی2 ( )
کلاهبرداری (کنفرانس) علمی! ( )

احتمالا شما هم تبلیغات همایش فوق را دیده اید. نگاهی که به سخنرانانش کردم به نظرم چیز خوبی آمد. سخنران اول خیلی سر ذوقم آورد و کلی خوشحال شدم و متعجب که چطور توانسته اند استاد دو دانشکده مدیریت بزرگ دنیا (LBS, Duke) را به ایران بیاورند و از روی علاقه سرکشی در رزومه جناب سخنران روی اینترنت کردم که دیدم حضرت سخنران نه 5 دکتری دارند و نه اسمی از ایشان در دانشکده های نام برده شده وجود دارد. ایشان به گفته خودشان یک دکتری مدیریت دارند و حتی هیچ کجا نامی از دانشگاه محل تحصیلشان هم نبرده اند و الان هم یک شرکت زده اند و اینطرف و آنطرف می روند و سمینار و سخنرانی در موضوعات مدیریتی برگزار می کنند. خودشان هم مدعی شده اند در دانشکده مدیریت لندن استاد میهمان هستند درحالیکه هرگز نامی از ایشان در وبسایت این دانشکده برده نشده است. البته بقیه القاب ایشان هم از دسته القاب غیرواقعی است که یا میزبانان ایرانی اعطا کرده اند یا شخص خودشان و یا از یک آکادمی بی نام و نشان گرفته که هیچ ارزشی ندارد. مثلا در رزومه ایشان هیچ اثری از کار در IBM پیدا نمی کنید چه برسد به اینکه مدیر کل خدمات مشتری و توسعه محصول آن هم باشند.
و باز متاسف شدم که چرا در ایران برای برگزاری سمینارهای علمی یک سخنران عادی را بجای یک شخصیت بزرگ علمی به مردم معرفی می کنیم!
قالب بهاری ( )
سعی کردم به مدیران هشتادی هم رنگ و بوی بهاری بدهم، البته اگر مقبول دوستان افتد.
سالی سرشار از موفقیت برای دوستان آرزو می کنم.
یادگار گرد دوازدهم ( )
این هم یادگار گرد دوازدهم!
از پوریا و نگار بخاطر هماهنگی ها و از بهناز بخاطر یادگاری قشنگی که برای دوستان تهیه کرده بود و عکس ها را هم زیباتر کزده ممنون.
بدون شرح از دانشکده! ( )

پی نوشت: پیشاپیش ورود وبلاگ مدیران هشتادی به چهارمین سال زندگیش رو به همه دوستان هشتادی تبریک میگم.
یادگار گرد یازدهم ( )
يك توضيح! ( )
دوست نداشتم اين بحث ها را براي كسي بازگو كنم اما امروز براي چندمين بار با يكي از دوستان هشتادي روبرو شدم كه ماجراي غيبتم در سفرهاي هشتادي را از من جويا شد اما دلايلي را براي نبودنم آورد كه هيچ يك واقعيت نداشت و وقتي تكذيبشان كردم مرا بخاطر سكوتم محكوم كرد. پس لازم دانستم كه تنها جهت استحضار دوستان توضيحاتي ارائه كنم.
قصه من و مسافرت هاي هشتادي و خبات ماجراي علي كريمي و تيم ملي و علي دايي است.
زماني كريمي و دايي در تيم ملي هم بازي بودند و هر دو براي ارتقا آن تلاش مي كردند. تا زمانيكه دايي بواسطه موقعيتش در جامعه فوتبال به مقام سرمربيگري تيم ملي رسيد. پس از آنكه اختلافاتي كاملا شخصي بين كريمي و دايي پيش آمد دايي به بهانه اينكه كريمي در تاكتيك تيمي او جايي ندارند و براي كار تيم مضر است او را از ليست دعوت شدگان هميشگي به تيم ملي خط زد و ديگر به تيم ملي دعوتش نكرد.
حالا هم كريمي اين جريانات را به مطبوعات نمي كشد تا حاشيه اي براي تيم ملي بسازد يا نقشه اي براي بازگشت به تيم ملي داشته باشد كه كريمي اعلام کرده که ديگر به تيم ملي اي كه سرمربي اش دايي باشد برنخواهد گشت. و فقط همه اين ها را مي گويد كه تنوير افكار عمومي شده باشد.
كلام آخر آنكه مخلص همه دوستان هشتادي هستم و هر كجاي ديگر غير از مسافرت هاي هشتادي كه توفيق باشد در خدمت دوستان هستم.![]()
![]()
پ.ن۱: اينكه اختلاف شخصي علي كريمي و دايي چيست بماند كه نه مهم است و نه هرگز مي خواهم كه به مطبوعات كشيده شود.
پ.ن۲: برای تیم ملی و علی دایی آرزوی موفقیت می کنم مخصوصا در بازی با امارات![]()
پوشه مدیران هشتادی ( )
یادم هست از همان اوایل راه اندازی وبلاگ برخی دوستان تمایل داشتند امکانی وجود داشته باشد که بتوانند در کنار متن فایل های مورد علاقه خود را هم روی وبلاگ به اشتراک بگذارند. و از امروز با افزوده شدن سیستم پوشه مدیران هشتادی این امکان برای دوستان بوجود آمده است.
کار با این سیستم بسیار ساده است و حتی برای آپلود کردن فایل نیاز به مراجعه به سایت دیگری ندارد و این کار از طریق وبلاگ صورت می گیرد. فقط برای اولین بار برای استفاده از این سیستم باید در آن عضو شوید. دعوتنامه عضویت در این سیستم به آدرس ایمیل تمام دوستان نویسنده ارسال شده است. لینکی که در این ایمیل قرار دارد شما را به جایی که باید عضو شوید هدایت می کند. در این صفحه آدرس ایمیل شما نوشته شده است. آدرس ایمیل را تغییر نداده و نام خود و کلمه رمز دلخواه تان را وارد کنید. این رمز را برای آپلود کردن فایل روی وبلاگ از شما خواهد خواست. پیشنهاد می کنم این رمز را همان رمز ورودتان به وبلاگ قرار دهید تا فراموشتان نشود. بعد از انجام این کار دیگر شما با این سایت کاری نخواهید داشت و تنها از طریق وبلاگ کار خواهید کرد.
هر یک از دوستان هشتادی (نویسنده یا غیرنویسنده) که تا بحال دعوتنامه عضویت در این سیستم را دریافت نکرده اند می توانند آدرس ایمیل خود را در قسمت نظرات همین مطلب بنویسند تا دعوتنامه برای آن ها ارسال شود.
برای آپلود فایل روی وبلاگ به قسمت پوشه مدیران هشتادی مراجعه می کنید و روی مربع آبی رنگ کلیک کنید تا منوها باز شود و در آن Login را انتخاب کنید و آدرس ایمیل و کلمه رمز خود را وارد کنید تا وارد سیستم شوید. سپس دوباره با انتخاب Upload از منوها می توانید فایل مورد نظرتان را انتخاب و روی وبلاگ بارگذاری کنید.
دوستان می توانند سوالات خود در مورد نحوه استفاده از سیستم و نظراتشان در مورد این سیستم را در قسمت نظرات همین مطلب بنویسند.![]()
منتظر سایر ابزارهای جدید وبلاگ باشید!
سیستم پیام های کوتاه ( )
مدتی بود که قصد افزودن امکانات جدیدی به وبلاگ را داشتم و چند باری هم روی آن وقت گذاشته بودم اما نتیجه ای حاصل نشده بود. تا آنکه فرمایشات پوریا و دکتر مهاجری در باب رخوت و تغییرات ما را بیش از پیش بر این مهم مصمم داشت.![]()
سیستم پیام کوتاه یکی از این امکانات بود. با این سیستم دوستان امکان ارسال آسان پیام های کوتاه خود تا ۱۵۰ کاراکتر را پیدا می کنند. فکر می کنم این امکان بتواند ارتباطات دوستان روی وبلاگ را ساده تر و سریع تر و حتی صمیمی تر کند. و صد البته که در صورت عدم کارایی و استفاده دوستان برچیده خواهد شد.
این سیستم و چند سیستم دیگر که بزرگتر و کاراتر از این سیستم هستند و به زودی به وبلاگ افزوده خواهند شد وبلاگ مدیران هشتادی را تا حد زیادی برای تبدیل شدن به سایت آماده می کند. این فرآیند مرحله ای است که فکر می کنم برای تبدیل شدن وبلاگ به سایت لازم است و مهمتر از همه مشارکت دوستان در بکارگیری بهینه این ابزارهاست و صدالبته که اگر این امکانات کارایی برای جمع دوستان نداشته باشد فکر نمی کنم ما به چیزی بیش از همین وبلاگ نیاز داشته باشیم.
منتظر نظرات دوستان در مورد سیستم جدید روی همان سیستم پیام کوتاه هستم![]()
![]()
یادگار گردهمایی نهم ( )
در آخرین روزهای بهار آخرین گردهمایی تک رقمی هشتادی ها برگزار شد تا دیداری دوباره با دوستان تازه شده باشد. و صد البته که جای برخی دوستان و حاضران همیشگی گردهمایی ها بسیار خالی بود!
و یادگار گرد نهم . . .


دست نگار و عکاس باشی جمع درد نکند!
بی ربط: دانشگاه تهران دوباره اعلام کرده که در سه رشته می خواهد دانشجوی دکتری بگیرد که دکترای حرفه ای مدیریت هم یکی از این رشته هاست. برای دوستانی که مدرک زبان لازم را داشته باشند فرصت بسیار خوبی است.
به بهانه سالگردش ( )
وقتی درصحنه حق وباطل جامعه ات نیستی!
وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی،
هرکجا می خواهی باش !
چه به نماز ایستاده باشی،
چه به شراب نشسته باشی،
هر دو یکی است.
دکتر علی شریعتی
ماجراهای آقای افشاگر! ( )
یکی از دوستانم مطلب کاملی در مورد ماجراهای آقای افشاگر با عنوان "حالا بکشیدش" نوشته که احتمالا مطالعه آن برای دوستان خالی از فایده نیست!
فیلم سخنرانی آقای افشاگر را هم می توانید از اینجا ببینید.
خدا مصطفی را به راه راست هدایت کناد!
دکترهای هشتادی ( )
با اعلام نتایج آزمون کتبی دکترای دانشگاه تربیت مدرس اولین اخبار خوش از قبول شدگان هشتادی به گوش می رسد.
البته امید اصلی اغلب دوستان سایر دانشگاه های شهید بهشتی و تهران و علامه است که نتایج اولیه آن ها نیز در هفته های آینده اعلام خواهد شد.
برای تمام دوستانم آرزوی موفقیت می کنم![]()
بدون شرح از اسلامی شدن دانشگاه ها! ( )
عروس و داماد هشتادی ( )

و دیشب اولین عروسی تماما هشتادی برگزار شد و حدید و کیمیا، این زوج هشتادی آغاز زندگی مشترکشان را جشن گرفتند.
از طرف خودم و تمام مدیران هشتادی این آغاز فرخنده را به این دو عزیز تبریک گفته و بهترین لحظات را برایشان آرزو می کنم.
به همین مناسبت آلبوم کوچکی که در ادامه مطلب آمده است حضور دو ساله کیمیا و حدید در جمع مدیران هشتادی را مرور خواهد کرد. امیدوارم مورد پسند این تازه عروس و داماد واقع شود.
یادگار گرد هشتم ( )
به نظرم عکس های دسته جمعی این گردهمایی یکی از قشنگ ترین عکس های گردهمایی هاست.
دست عکاس باشی مدیران هشتادی درد نکنه
(این ماچ به نمایندگی از مدیران ذکور هشتادی بود)
![]()
![]()
آنانکه . . . ( )
آنانكه زندگي را براي بعداً ميكنند...
آنانكه شماره سريال توليد خودرويشان را تا ابد روي شيشه جلو تحمل ميكنند.
آنانكه پلو را با مزه ليبل آركوپال به خورد مهمان غريبه ميدهند.
آنانكه سالها گوينده خبر را از پشت برچسب فلترون تماشا ميكنند.
آنانكه فراموش كرده اند مبلهاي زير ملافه هايشان چه رنگي بوده اند.
آنانكه يخچال سايد باي سايدشان مشرف به پذيرايي ست.
آنانكه اوقات فراغت خود را صرف گردگيري و دكوراسيون سرويس چيني بوفه ميكنند.
آنانكه لپ تاپ را براي تقويت مچ دست و عضلات سرشانه حمل ميكنند.
آنانكه سالهاي سال در آرزوي آرزوهايشان حال را ضايع ميكنند.
آنانكه دره را فرو رفتگي بين دو كوه و آنانكه كوه را برآمدگي بين دو دره فرض ميكنند.
آنانكه به تكرار زندگي و زنده بودن خو ميكنند.
آنانكه در هنگام انتخاب همسر، دوران كهولت خود يا همسر خود را مرور ميكنند.
آنانكه در هنگام انتخاب همسر، به Rank پدر، برادر و يا خواهر توجه ويژه اي ميكنند.
آنانكه به خواستگاري چندين نفر رفته و آنانكه چندين نفر به خواستگاريشان آمده اند.
آنانكه زندگي را براي بعداً ميكنند.
آنانكه ...
پ.ن: این مطلب را عینا از داود دوست عزیز و خوش ذوقم که جای دیگری نوشته بودش نقل کردم.
بدون شرح از بورد دانشکده ( )
دومین سالگرد تولد مدیران هشتادی ( )
باز دومین سالگرد تولد مدیران هشتادی بهانه ای شد تا دوستان هشتادی لحظاتی خوش را در کنار هم تجربه کنیم.
و این هم یادگار تولد دوسالگی مدیران هشتادی!


دفاع! ( )
من به درست یا غلط، همیشه در ذهنم این بوده که این وبلاگ محلی است برای اتصال مدیران هشتادی و آگاهی و اطلاع از اوضاع و احوال و نظرات و دیدگاه های دوستان اما گاه اتفاقاتی می افتد که مرا به شدت به شک می اندازد!
گویا جناب خبات خان نسائی امروز بالاخره پروژه پایانی خود را در دانشگاه شهید بهشتی دفاع کرده اند و من هم مثل شما تازه این خبر را می شنوم! در حالیکه اولین توقع من و شاید بقیه به عنوان دوستان هشتادی یک اطلاع رسانی ساده از این جلسه بر روی وبلاگ بود.
خلاصه آنکه اینجانب این حرکت خبات را محکوم و دلخوری خودم از این کوتاهیش را اعلام می کنم!
امیدوارم خبات الگوی سایر دوستان نباشد یا اگر من کج فکر می کنم بگویید تا شاید اصلاح شوم.
فراغتت از تحصیل مبارک خبات، امیدوارم دوره دکتری رو هم به زودی شروع کنی![]()
برنامه های دومین سالگرد تولد مدیران هشتادی ( )
ستاد بزرگداشت سالگرد تولد مدیران هشتادی (بستمه)
برنامه های گرامیداشت دوسالگی مدیران هشتادی را به شرح زیر اعلام کرده است:
جشن دوسالگی مدیران هشتادی
این ستاد بعد از گذشت یک سال از اولین تولد وبلاگ بار دیگر دومین سالگرد این میلاد مبارک! را با حضور تمام نویسندگان و خوانندگان و علاقمندانش به جشن می نشیند. حضور تمامی دوستان و خصوصا نویسندگان وبلاگ مطمئنا جمع کوچکمان را گرمتر خواهد کرد.
زمان: پنج شنبه ۱۸/۱۱/۸۶- ساعت ۱۵ الی ۱۶
مکان: دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
به صرف: کیک و چای (البته این کیک استفاده های چندگانه دارد
)
دوستان حضور قطعی خود را در نظرات همین مطلب اعلام کنند.
انتخاب بهترین سه مطلب سال
ستاد بستمه بنابر رسم پیشین در سالگرد تولد وبلاگ بهترین سه مطلب سال را به رای می گذارد. بنابراین از نویسندگان وبلاگ خواهشمند است مانند سال پیش فایل اکسل تنظیم شده را از اینجا دانلود کنید و دو تا از مطالب خود که از آول بهمن ماه سال پیش تا کنون نوشته شده اند را بعنوان بهترین مطالب خود انتخاب کرده و برای رای گیری به آدرس mostafamesgari@gmail.com ارسال کنید. این مطالب برای انتخاب بهترین سه مطلب سال به رای گذاشته خواهند شد.
همچنین ستاد بستمه از تمام ایده های دوستان در برگزاری بهتر این سالگرد استقبال می کند.
پ.ن۱: بنابر درخواست اکثر دوستان ستاد بستمه جشن تولد وبلاگ را به ساعت ۱۴ الی ۱۵ تغییر داد.
پ.ن۲: محل گردهمایی کلاس ۸ ساختمان شمالی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران خواهد بود.
پ.ن۳: بدلیل عدم استقبال دوستان هشتادی از انتخاب مطالب سال، ستاد بستمه با عرض معذرت از دوستان شرکت کننده و با کسب اجازه از ایشان، این برنامه را تا مشارکت بقیه دوستان بصورت داوطلبانه به حالت تعلیق در می آورد.
پراکنده از دانشکده ( )
امروز این اطلاعیه رو تو سلف سرویس دانشکده زده بودند. حالا جدا از جوجه کبابی که دادند نمی دونم چرا وقتی فکر می کنی حاجی خوریه غذا یه جور دیگه می چسبه
انصافا اگر هر روز یکی از این اطلاعیه ها (حتی به دروغ) تو دانشکده بزنند کلی از نظر روحی روانی رو کیفیت غذاهای دانشکده تاثیر می گذاره
.
به هر حال دکتر صفری باز با این ابتکار عملش همه رو غافل گیر کرد.
به ما که چسبید، خدا قبول کنه.

********
خوشبختانه بعد از مدت ها تلاش های مسئولین دانشکده، مجله دانش مدیریت دانشکده مدیریت جزو مجلات با رتبه علمی پژوهشی کشور پذیرفته شد. این حرکت می تواند قدمی مثبت در جهت ارتقا جایگاه دانشکده مدیریت دانشگاه تهران باشد.
فقط امیدوارم این تنها اول راه فرض شود و قدم های بعدی را در پی داشته باشد.
********
سایت جدید دانشکده با امکانات بالا در روزهای آینده راه اندازی خواهد شد. انصافا با این حجم از دانشجوی ورودی دیگه جایی برای سوزن انداختن نبود.
پ.ن: همه این ها رو گفتم که بگم: بابا منم بعضی وقت ها دانشکده می رم![]()
سال های حرام ( )

در قبایل عرب همواره جنگ بود، اما مكّه «زمین حرام» بود و چهار ماه رجب، ذیالقعده، ذیالحجّه و محرّم، «زمان حرام» یعنی كه در آن جنگ حرام است. دو قبیله كه با هم میجنگیدند، تا وارد ماه حرام میشدند، جنگ را موقّتاً تعطیل میكردند، امّا برای آنكه اعلام كنند كه: «در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست، ماه محرّم رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت»، سنّت بود كه بر قبّهی خیمهی فرماندهی قبیله، پرچم سرخی بر میافراشتند، تا دوستان، دشمنان و مردم، همه، بدانند كه: «جنگ پایان نیافتهاست».
آنها كه به كربلا میروند، میبینند كه جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنهی جنگ، آرامش مرگ سایه افكندهاست.
امّا میبینند كه بر قبّهی آرامگاه حسین، پرچم سرخی در اهتزاز است.
بگذار این «سال های حرام» بگذرد!
كتاب حسین وارث آدم
دكتر علی شریعتی
پراکنده و بی ربط! ( )
فکر می کنم نامه سیاتله را که به گروه یاهو ایمیل زدم دیده باشید. اگر روی گوگل chief seattle duwamish را جستجو کنید اطلاعات زیادی در موردش پیدا می کنید از جمله سایت وی و صفحه سیاتله روی ویکی پدیا که جالب اند. باز توصیه می کنم حداقل یکبار این نامه را بخوانید. با خواندن این نامه تازه متوجه می شویم تصویر وحشی گونه ای که از سرخپوستان و ساکنان اولیه آمریکا خلق کرده اند چقدر وارونه است. و آنچه بیش از همه مرا جذب می کند جهان بینی متعالی نهفته در این نامه است.
***********************
شاید از سال سوم دبیرستان است که دیگر بازی کامپیوتری نکرده ام و علاقه ای هم به هیچ کدامشان نداشته ام اما این بازی که به تازگی گیر آورده ام خیلی بازی نستالژیکی است. به شما هم توصیه می کنم امتحانش کنید
فقط مواظب باشید مثل من غرق در آن نشوید
.
***********************
چندی پیش به مناسبت روز پژوهش در دانشکده مراسمی برپا بود و از تنی چند از اساتید از جمله جناب دکتر X هم داشتند به عنوان پیشکسوتان و سابقون در علم و پژوهش تجلیل و تقدیر می کردند. این درحالی است که شخص ایشان چندی پیش داشتند مقاله ای را به قیمت Y از اینجانبان خریداری می نمودند! این هم از پژوهش و پژوهشگران مملکت ما!
پ.ن: این آخری رو اگر نمی گفتم تو دلم می موند![]()
عید همه دوستان مبارک و تعطیلات خوش![]()
یادگار گرد هفتم ( )
باز پایان فصلی دیگر بهانه ای شد تا دور هم جمع شویم و لحظاتی هر چند کوتاه را به خاطراتی به یاد ماندنی تبدیل کنیم.
همین جا لازم می دانم از طرف خودم و جمع مدیران هشتادی از نگار و پوریا و خبات که زحمات هماهنگی های این گردهمایی را برعهده داشتند تشکر کنم و امیدوارم که این تلاش ها مورد توجه و عنایت روح آمیزجواد آقا قرار گیرد.
و این هم یادگاری گردهمایی هفتم مدیران هشتادی:

عکس در اندازه بزرگ (۵۶۰ کیلو بایت)

عکس در اندازه بزرگ (۵2۰ کیلو بایت)
قالب بومی ( )
این هم یک قالب کاملا بومی به مناسبت هفتمین گردهمایی مدیران هشتادی تقدیم به همه دوستان.
امیدوارم هر بار که به وبلاگ سر می زنید حس کنید پا تو دانشکده گذاشتید![]()
سیاست زدگی مفرط! ( )

اگر اخیرا اتوبوس های خط ویژه آزادی تا تهرانپارس را سوار شده باشید احتمالا اطلاعیه بالا را در اتوبوس های جدید این خط مشاهده کرده اید. طی این اطلاعیه دولت مهرورز اعلام فرموده اند که این اتوبوس ها از بودجه دولت خریداری شده و ارتباطی با شهرداری که متولی شرکت اتوبوسرانی و حمل و نقل عمومی شهری است ندارد. باز طبق معمول سوالات پراکنده ای به ذهنم خطور کرد که با وجود بی پاسخ ماندن شان ترجیح می دهم با دوستانم به اشتراک بگذارم:
مدیر نمونه مدیران غیرهشتادی و یک اشتباه! ( )

بی شک آنانکه حتی کمی با شعب بانک ملت در ارتباط هستند و یا اخبار مربوط به شبکه بانکی را دنبال می کنند متوجه تحول فوق العاده در این بانک دولتی طی دوسال گذشته شده اند و جناب دکتر دیواندری را یکی از موفق ترین مدیران شبکه بانکی کشور می دانند.
در دید شخصی من این تحول در دو حوزه بسیار بارز بود:
اما بانک ملت در تازه ترین ابتکار خود با همکاری شرکت مخابرات، به مشترکین تلفن همراه توصیه کرده است تا برای پرداخت قبوض تلفن همراه خود بصورت آنلاین (بخوانید برخط) به شعب این بانک مراجعه کنند تا از قطع شدن تلفن خود جلوگیری کنند.
با وجود اینکه چنین ابتکاری در جلب نظر و رضایت شهروندان بسوی بانک ملت و تمایز آن از سایر بانک ها کاملا موثر است، اما شاید هرکسی می توانست به سادگی پیش بینی کند که نه تنها بانک ملت که هیچ بانک دیگری ظرفیت انجام چنین حجمی از تراکنش بانکی در یک بازه سه یا چهار روزه را ندارد و نتیجه آنکه امروز شعب بانک ملت با صف هایی طویل روبرو بود که شعب را از امور روزانه شان هم بازداشته بود و بالاخره با شنیدن خبر "سیستم جام قطع است و کسی برای پرداخت قبض تلفن نایستد" نتیجه ای معکوس از این ابتکار عاید مدیران بانک ملت کرد.
چنین حرکت نسنجیده ای از یک مدیر نمونه غیر هشتادی بعید بود!
قالب موقت! ( )
به دلیل برخی مشکلات بروز کرده در مورد قالب جدید وبلاگ، بطور موقت یکی از قالب های بلاگفا بارگذاری شد. در اولین فرصت قالب جدید اصلاح و یا جایگزین خواهد شد.
یادگار حلقه ششم ( )

و برای بار ششم و این بار به بهانه افطار ماه مبارک رمضان مدیران هشتادی گرد هم آمدیم و این هم عکسی که به یادگار بماند تا فراموشمان نشود این لحظه های با هم بودن را.
بابت تاخیر صورت گرفته رسما معذرت می خوام و البته من خودم هم چند دقیقه ای است که عکس ها رو گرفته ام. دو عکس دسته جمعی را در زیر می توانید دانلود کنید (روی لینک ها کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید.) بقیه عکس ها هم خدمت جناب عکاس باشی هستند که طبق معمول به دوستان می رسانند.
گزارش 6 ماهه اول سال 86 ( )
آنچه در زیر می آید گزارشی است از فعالیت های مدیران هشتادی در ۶ ماهه اول سال ۸۶ که جهت اطلاع دوستان خدمتشان ارائه می شود.
لازم به یاد آوری نیست که مثل همیشه این آمار صرفا تعداد مطالب نوشته شده اعضا را نشان می دهد و به هیچ وجه نشان دهنده فعالیت دوستان و مبنا و میزان مقایسه ایشان نیست بلکه فقط شمایی کلی از فعالیت های وبلاگ و فراز و نشیب های آن را نشان می دهد.
آمار جامع تر دوسالانه فعالیت های وبلاگ در سالگرد تولدش ارائه خواهد شد.
|
|
فروردین |
اردیبهشت |
خرداد |
تیر |
مرداد |
شهریور |
مجموع |
|
مصطفی |
8 |
4 |
5 |
5 |
3 |
2 |
27 |
|
صادق شیرازی |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
|
نگار عرب |
1 |
1 |
2 |
2 |
0 |
1 |
7 |
|
کاوه مهاجری |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
1 |
2 |
|
فاطمه حقایق |
0 |
2 |
1 |
1 |
0 |
0 |
4 |
|
خبات |
4 |
3 |
3 |
1 |
2 |
2 |
15 |
|
کیمیا نامدارپور |
0 |
1 |
1 |
2 |
1 |
0 |
5 |
|
پوریا عسگری |
0 |
1 |
0 |
2 |
0 |
3 |
6 |
|
سحر گلکار |
5 |
5 |
4 |
1 |
2 |
2 |
19 |
|
امید شجاع دل |
1 |
3 |
0 |
1 |
1 |
0 |
6 |
|
پرستو امینیان |
2 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
2 |
|
لیلا صدر |
1 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
2 |
|
مجتبی علی یاری |
1 |
0 |
0 |
1 |
0 |
0 |
2 |
|
مریم توفیقی |
1 |
2 |
1 |
0 |
0 |
0 |
4 |
|
حسین معصومی |
0 |
4 |
1 |
0 |
0 |
0 |
5 |
|
محسن هاشمی گهر |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
|
حدید گلاب |
0 |
0 |
0 |
3 |
0 |
0 |
3 |
|
محمدرضا پورمند |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
1 |
|
اسرا تفت |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
|
سمیه حسینی |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
|
نسیبه شبیری |
0 |
1 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
|
یاسمن فتوره چی |
0 |
1 |
1 |
0 |
1 |
0 |
3 |
|
شیرین ریاضی |
1 |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
2 |
|
ستاره یوسفی |
2 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
2 |
|
مجموع |
27 |
28 |
19 |
19 |
13 |
12 |
118 |

اعتقاد مذهبی یا بازیچه سیاسی! ( )

اگر ایمیلی که در گروه زدم دیده باشید حتما شما هم فهمیده اید که عکس فوق که سال ها به نام مسجدالاقصی یا قدس شریف به ما شناسانده اند هیچ ربطی به قدس ندارد بلکه مسجد قبه الصخره است که در نزدیکی و در محوطه مسجد الاقصی قرار دارد. اگر هم شک دارید کافی است در گوگل ایمیج کلمات Dome of the rock و al aqsa mosque را جستجو کنید و حتی تصاویر Google earth این دو را در این سایت یهودی ببینید و باز صفحات مسجد الاقصی و مسجد قبه الصخره را در ویکی پدیا نگاه کنید تا مثل من از صحت این مطلب مطمئن شوید.

اما سوال بزرگی که اینجا پیش می آید این است که پس چرا این همه سال است که تصاویر مسجدی دیگر را بجای بیت المقدس به خورد ما ایرانیان می دهند؟ آیا واقعا چنین اشتباهی از سر جهل است؟ آیا واقعا هیچ کدام از این همه عالم دینی! به کذب بودن این تصاویر آگاهی ندارند؟
اینجاست که سوالاتی چند مطرح می شود :
این اولین بار نیست که برای سوالاتم جوابی نمی یابم!
پ.ن: خیلی سعی کردم این مطلب را با دید مثبت بنویسم اما بیشتر از این نتوانستم ساده لوح باشم!
آستان جان ( )
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
دل که آیینه صافی است غباری دارد از خدا می طلبم صحبت روشن رایی
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست گشته هر گوشه چشم از غم دل دریایی
چند روزی است که این قطعه از کارهای شجریان را که یکی از شاهکارهای اوست زیاد گوش می کنم. دلم نیامد با دوستانم به اشتراک نگذارم. چون نتوانستم از ۲ مگا بایت کمترش کنم لینکش را در قسمت پیوندهای روزانه وبلاگ هم گذاشتم.
قائله ای جدید در دانشکده مدیریت ( )
من الان که ایمیلم را چک می کردم به ایمیلی که در گروه زده شده و احتمالا اغلب دیدینش برخورد کردم که حاوی چنین مطلبی است:
دکترایرج نوروش مدیرگروه حسابداری دانشگاه تهران (دارای درجه دانشیاری)با همکاری یکی از دانشجویان دکتری حسابداری دانشگاه تهران بنام مهدی حیدری اقدام به چاپ مقاله مشترکی در مجله علمی پژوهشی خارجی به نام Review of Accounting and Finance , year2007 volume 6 pp176-194نمودند . عنوان مقاله آنها" حباب قیمت درسهام شرکتهای عرضه اولیه تکنولوژی جدید" می باشد Price Bubbles of New – technology IPOs قابل ذکراست که این مقاله عینا کپی بدون حتی اضافه کردن یک کلمه از مقاله یک استاد اسراییلی بنام حیم کدر Haim Keder می باشد از دانشگاه بن گورین Ben Gurion که در سال 2002 این مقاله را در مجله Journal of Entrepreneurial and Business Venture به چاپ رسانده بود. درحال حاضر این فرد در حال پیگیری موضوع است که این امر می تواند باعث آبروریزی برای دانشگاه تهران و همچنین اثرات سوء و نا مطلوب برای این دانشگاه باشد.
قابل ذکر است که دکتر نورو ش یکی از افراد موثر در جذب اساتید به عنوان عضو هیئت علمی و همچنین پذیرش دانشجو در مقطع دکتری حسابداری در دانشگاه تهران است . قبلا برای جذب هر فرد می باید چندین مقاله و کتاب به نام آقای نوروش به چاپ رساند که این امر سالانه دهها میلیون تومان برای نامبرده درآمد ایجاد می نمود که این موضوع موجب نارضایتی و اعتراض دانشجویان حسابداری دانشگاه تهران گردیده است. آقای نوروش با چاپ این مقاله در آستانه ارتقاء درجه به مرحله استادی ( پرفسوری ) بود که موضوع افشاء گردید.
این مطلب با آنکه چیز جدیدی نیست و برای ما تازگی ندارد اما در صورت صحت ضربه بسیار بزرگی برای آبروی دانشگاه پرسابقه تهران و سایر دانشگاه های ایران خواهد بود. اما نکاتی چند در این موضوع قابل توجه اند:
این هم فضای علمی حاکم بر دانشکده مدیریت دانشگاه تهران!
پ.ن۱: باز نتونستم آروم بشینم و نتیجه اینکه گشتم و مقالات رو پیدا کردم. البته نتوانستم نسخه کامل مقالات رو دانلود کنم ولی گویا این مطلب صحت داشته باشد. این لینک مقاله نوروش و این هم لینک مقاله حیم کدر که گویا بسیار هم با این مقاله معروف باشد چون گوگل اولین چیزی که از این استاد می دهد همین مقاله است. در اینجا نکات جالب دیگری قابل ملاحظه است:
کاردستی جدید مایکروسافت ( )

بی شک امروز همان آینده ی دیروز است. پس لزوما آینده خیلی هم دور نیست.
این ها با دیدن کاردستی جدید مایکروسافت بیش از پیش برایم اثبات شد. شاید بسیاری از اینها را فقط در رویا می توانستیم متصور شویم.
اگر اینترنت پرسرعت در دسترس دارید حتما شاهکار جدید مایکروسافت با نام Microsoft Surface را ببینید و لذت ببرید که البته در آینده نزدیک به بازار خواهد آمد.
کنکاشی بر این روزهای پر از سکوت ( )
تقریبا یک ماهی است که سکوت عجیبی مدیران هشتادی را فرا گرفته و شمار بازدید کنندگان روزانه آن نیز به رقم بی سابقه زیر 20 تا در روز کاهش پیدا کرده است. البته اوج این سکوت آنجایی نمایان شد که حتی بیت معزم آمیزجواد آقا و نماینده و دوستداران ایشان در برابر مرگ اخیر دوتن از علما مبارز سکوت اختیار کردند و هیچ اطلاعیه ای صادر نکردند در حالیکه طبق تجربیات گذشته حداقل اعلام عزای عمومی به مدت یک هفته در وبلاگ مدیران هشتادی انتظار می رفت.
این اتفاق که نگرانی کارشناسان و دوستداران وبلاگستان را بر انگیخته است، گمانه زنی های مختلفی را در این باب به دنبال داشته است که برخی از آن ها به قرار زیر است:
این گمانه زنی ها در محافل مختلف دوستداران وبلاگستان همچنان ادامه دارد . . .
کمی پرت و پلا ( )
اگر در این چند روز اخیر سری به سایت پرشین بلاگ، این پدر پیر وبلاگ های فارسی زده باشید حتما با پیام «پرشین بلاگ در حال بروز رسانی میباشد لطفا چند روز بعد مراجعه فرماید.» که توسط هکرها روی این سایت قرار گرفته روبرو شده اید.
قضیه از این قرار است که سه یا چهار روز پیش دامنه این سایت هک شد اما خوشبختانه هکرها نتوانسته بودند پایگاه داده این سایت را هک کنند و در نتیجه به مطالب حدود 800 هزار وبلاگی که روی این سایت فعالند هیچ لطمه ای وارد نشده بود و فقط دسترسی به آنها مختل شده بود. پرشین بلاگ هم به سادگی ظرف 24 ساعت دامنه خود را درست کرد و همه چیز به حالت عادی باز گشت. اما به چند ساعت نکشید که دوباره این سایت هک شد اما این بار حدود 48 ساعت است که هیچ تغییری در اوضاع دیده نمی شود و مسئولان پرشین بلاگ هم در برابر این وضعیت سکوت کامل کرده اند. امیدوارم این سکوت معنای بدی نداشته باشد.
از تمامی ملت مومن و همیشه در صحنه می خواهیم تا برای شفای عاجل این پدر پیر وبلاگ فارسی که به نظرم از سرمایه های مجازی این مملکت است دعا کنند.
****
امروز ثبت نام اینترنتی آزمون IELTS برای پاییز بود و برخی دوستان من هم می خواستند ثبت نام کنند. با وجود ترافیک فوق العاده وحشتناک صبح امروز سایت این آزمون که تقریبا این سایت را از کار انداخته بود و تجمع همزمان حدود 500 نفر از داوطلبان در وزارت علوم که به نحوه این ثبت نام اعتراض داشتند می توان تخمین زد حداقل 30 تا 40 هزار نفر در سراسر کشور داوطلب شرکت در این آزمون بوده اند که بیش از 700 نفر هم ظرفیت نداشته است.
خلاصه آنکه این جمعیت را بعلاوه تعدادی که در آزمون TOEFL شرکت می کنند کنید تا جمعیت وحشتناکی که قصد فرار از کشور را دارند را بدست آورید. و البته که می توان این فرض را هم پذیرفت که حداقل آن است که میانگین این افراد در مجموع بالاتر از میانگین جامعه است و ما همچنان بی تفاوت نسبت به این سیل مهاجرت تنها می خواهیم با محدود کردن برگزاری چنین آزمون هایی جلو این سیل را بگیریم.
****
چه زیباست زمانیکه پیوندی مقدس، آغاز زندگی جدیدی برای دو همراه و همسفر را نوید می دهد و جوانه های سبز امید را در قلب ها می رویاند . . .
پ.ن: به وبلاگ خودم در پرشین بلاگ دسترسی ندارم و نتیجه آنکه مدیران هشتادی باید این زیاده گویی های بی ربط مرا تحمل کنند.
پس معذرت.
حکایتی از حضرت مولانا ( )
حدید و کیمیا یادی از مولانا کردند من هم دلم نیامد این حکایت مثنوی معنوی را که به شدت دوستش دارم با دوستان به اشتراک نگذارم. به نظر من که فوق العاده است تا نظر دوستان چه باشد . . .
کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب
بر لب جو بود دیواری بلند بر سر دیوار تشنه دردمند
مانعش از آب آن دیوار بود از پی آب او چو ماهی زار بود
ناگهان انداخت او خشتی در آب بانگ آب آمد به گوشش چون خطاب
چون خطاب یار شیرین لذیذ مست کرد آن بانگ آبش چون نبیذ
از صفای بانگ آب آن ممتحن گشت خشت انداز ز آنجا خشت کن
آب می زد بانگ یعنی هی ترا فایده چه زین زدن خشتی مرا
تشنه گفت آبا مرا دو فایده است من از این صنعت ندارم هیچ دست
فایده اول سماع بانگ آب کاو بود مر تشنگان را چون رباب
بانگ او چون بانگ اسرافیل شد مرده را زین زندگی تحویل شد
یا چو بانگ رعد ایام بهار باغ می یابد از او چندین نگار
فایده دیگر که هر خشتی کز این بر کنم آیم سوی ماء معین
کز کمی خشت دیوار بلند پست تر گردد به هر دفعه که کند
پستی دیوار قربی می شود فصل او درمان وصلی می بود
تا که این دیوار عالی گردن است مانع این سر فرود آوردن است
سجده نتوانم کرد بر آب حیات تا نیابم زین تن خاکی نجات
بر سر دیوار هر کاو تشنه تر زودتر بر می کند خشت و مدر
هر که عاشق تر بود بر بانگ آب او کلوخ زفت تر کند از حجاب
پ.ن: البته با اجازه حضرت مولانا کمی حکایت را خلاصه کردم
تا در حوصله دوستان بگنجد.
بدون شرح از مادر ( )
تولدی دیگر ( )

۲۴ سال پیش در (فردای) چنین روزی خبات خان نسایی از خوانین کردستان چشم به جهان گشود و امروز پس از سال ها مدیران هشتادی شب میلاد این کرد استحاله شده را به جشن می نشیند. او که در خانواده ای متوسط بدنیا آمده بود به سرعت پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی نمود و پس از طی دوران دبیرستان وارد مدرسه علوم اداری تهران یونیورسیتی شد. ایشان در کنار درس فعالیت های خود را درقالب حرکت های جدایی طلبانه اکراد ادامه می داد آنچنانکه یکی از اهداف اصلی ترور میکونوس بود که البته از آن حادثه جان سالم به در برد. ایشان از همان دوران جوانی در سیاست و سیاست مداری یدی طولا داشت و به همین دلیل به علما هم عصر خود از جمله آمیز جواد آقا و نماینده محترم ایشان شیخ امید شجاع دل (اعلی الله مقامه) به شدت نزدیک بود و در اندک مجالی هم که در فراغت از امور سیاسیه پیدا می کرد با هنرمندان زمانش از جمله پوریا خان درمنکی محشور بود. ایشان در سن ۲۳ سالگی با نرگس خاتون از اهالی گنبد عقد ازدواج بستند که متاسفانه این زندگی مشترک چندان دوامی نداشت. ایشان هم اکنون تحصیلات خود را در مدرسه علوم اداری شهید بهشتی یونیورسیتی که در پشت کوههای شمالی طهران قرار دارد ادامه می دهند. عمر پر برکتشان مستدام باد . . .
در ادامه مطلب عکس هایی از زندگی پرفراز و نشیب ایشان را می بینید.